مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
41
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
كرد . اين فقيه عالىقدر اظهار پشيمانى كرد و روز موعود با تمام علما و اكابر و اعيان و سادات به ده خيران و محلى كه به تل على شهرت داشت رسيدند . آن محل را حفر كردند ، يك گنبد كوچك پديدار گشت و دريچهاى فولادى با قفلى نقرهاى پيدا شد . با ظهور اين مقبره ، شك و ترديد از ميان رفت . آنگاه بزرگان بلخ آن قفل را باز كردند و داخل بقعهء متبركه شدند . صندوقى از فولاد در داخل آن بقعهء مقدّس وجود داشت . آن را گشودند ، در ميان آن مصحفى به خط كوفى كه بر روى پوست آهو نوشته شده بود ، شمشيرى بسيار بزرگ و يك خشت سنگى كه بر روى آن عبارت هذا ولى اللّه على اسد اللّه و اسد رسول اللّه حك شده بود پيدا كردند . سلطان سنجر به امير قماچ حاكم بلخ ، فرمان داد كه در اين مورد تحقيق كند و جريان مزار سلطان سلاطين على ( ع ) را به او اطلاع دهد . « 1 » صاحب طرائق الحقائق مىنويسد : « شمس الدّين محمّد از نوادگان بايزيد بسطامى بود او به سال 885 ه . ق . از غزنين به بلخ آمد و خدمت ميرزا بايقرا ، حاكم بلخ رسيد و عرض كرد : كتابى در دوران حكومت سلطان سنجر بن ملكشاه سلجوقى نوشته شده است . در اين كتاب آمده است كه مرقد منوّر شاه اوليا امير المؤمنين ( ع ) در قريهء خواجه خيران است . ميرزا بايقرا سادات ، علما و اعيان شهر بلخ را جمع كرد و به محل مذكور در سه فرسخى شهر رفتند . پس از حفارى ، لوحى را درآوردند كه اين عبارت بر روى آن نوشته شده بود : هذا قبر اسد اللّه و اخ رسول اللّه ، على ولى اللّه او در آن محل بارگاه ساخت و با انتشار اين خبر ، مردم نواحى دور و نزديك به زيارت مىآمدند و يكى از نهرهاى بلخ را وقف آن حرم كرد كه به نهر شاهى معروف شد و توليت آن را به سيد تاج الدّين حسن اندخوى سپرد » . « 2 » مؤلّف منتظم ناصرى مىنويسد : « مزار خواجه خيران به دستور سلطان حسين ميرزا بنا نهاده شد او نهر شاهى را وقف حرم كرد تا درآمد آن صرف و خرج آن روضهء مبارك شود و در جوار حرم بازارى با دكاكين و حمّام جهت رفاه حال زوار ساخت » . « 3 »
--> ( 1 ) - تاريخ مزار شريف ، ص 23 . ( 2 ) - طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 109 . ( 3 ) - تاريخ منتظم ناصرى ، ج 2 ، ص 78 .